
با سلام خدمت همه هموطنان عزیز ؛
مدتی هست که دارم در این مورد فکر می کنم . در چند روز گذشته هم چندین برنامه یا به طور تصادفی به دستم رسید و گوش کردم و یا اینکه بحث و گفتگویی پیش آمد و نکاتی در مورد اجتماع بیمار گونه ایران مطرح شد که خوب با توجه به واقعیتهای تلخی که در هر کدام از این بحث و گفتگو ها وجود داشت؛ با خودم فکر کردم که شاید بد نباشه که کمی در این مورد مطلب بنویسم . البته من هیچ ادعایی ندارم ولی فکر میکنم که اگر هرچه دیرتر درباره این مشکل به بحث و تبادل نظر پرداخته نشه؛ هر روز مشکلات جامعه ایرانی و درگیری ها و برخورد های خواسته و یا ناخواسته اجتماعی بیشتر و بیشتر میشه وبسیار شوربختانه و با تاسف بسیار تا بحال به صورتی افسار گسیخته خود و عوارض خود را نمایان کرده است . پس بهتر است که قبل از اینکه دیرتر بشه به این موضوعات رسیدگی بشه و حداقل در جامعه و با اطرافیان مورد گفتگو و بررسی قرار بگیره .
من فکر میکنم که مشکلات جامعه ایران 90% فرهنگی و 10% سیاسی است. به طورکلی می توان مواردی را به صورت سر فصل کلی بیان کنیم که شامل موارد زیر خواهند بود :
1 - خود بزرگ بینی بیش از حد فرهنگی و گاها نژادی – این مورد با شناخت صحیح فرهنگ زیبای ایرانی و افتخار با آن متفاوت هست
2 – عدم شناخت و آگاهی کافی از گذشته؛ تاریخ و فرهنگ غنی ایرانی در میان اکثریت جامعه بدلیل مشکلات اجتماعی و مشکلات زندگی روزانه
3 - افتخار به کارهای نکوهیده که متاسفانه در میان نسل دوم و سوم ایرانیان باب شده :همچون انواع خلافهای خیابانی و دروغگویی های روزمره و عدم اطمینان به قانون
4 - پیچیدگی های روابط اجتماعی ؛ که به طور مثال در روابط دوستی جوانان دختر و پسر ایرانی بسیار می توان مواردی از عدم ثبات شخصیت و یا زیاده خواهی و سر کار گذاشتن دوستان و دروغ گویی و منفعت طلبی و عدم صداقت در دوستی و روابط اجتماعی؛ از هر دو طرف جنس مخالف؛ میتوان به صورت کلی بر شمرد.
5 - عدم روابط سالم اجتماعی که شامل : دروغگویی ؛ غیبت ؛ کلک زدن برای رسیدن به منافع شخصی به هرنوع و قیمت ممکن؛ عدم احترام به آزادی های مشروع و قانونی دیگر افراد جامعه ؛
و …… را میتوان به عنوان مشتی از خروار مشکلات عنوان کرد.
مطمئنا موارد بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند که اگر بخواهیم به تمام آنها بپردازیم؛ شاید در آخرسر؛ باید فکری برای ملیتی جدید بکنیم؛ اگر؛ در جهت از بین بردن و شکست دادن این مشکلات اجتماعی و فرهنگی قدمی مثبت و مفید برنداریم .
من به عنوان یک ایرانی که سالهاست در ایران زندگی کرده ام و حال در خارج از کشور به سر می برم ؛ میبینم که جامعه ایرانی خارج از کشور همیشه؛ مشکلات درون ایران را با خود به بیرون از کشور آورده و با این مشکلات و عیبهای فرهنگی و اجتماعی؛ به زندگی شخصی و اجتماعی خود ادامه میدهند، کما اینکه با زندگی در محل جدید با فرهنگی جدید آشنا شده و قانون مندی و احترام به به خود ودیگران را در زندگی مردم اروپایی مشاهده میکنند؛ هیچگونه تلاشی در جهت بروز رسانی خود در جهت مثبت قضیه انجام نمی دهند .
به طور مثال ایرانیان محترم خارج از کشور که یا در اروپا و یا در آمریکا ساکن هستند اکثرا بعد از مدتی زندگی در خارج از کشور نسبت به این مشکلات آگاهی و دید بهتر و بازتری پیدا میکنند؛ولی در جهت همصدایی و کمک به هموطنان ایرانی خود کمتر تمایلی از خود نشان داده و به قول معرف روحیه کار گروهی و قبول نظرات متفاوت ونه متضاد 100% را ندارند و کمتر دیده شده که چند گروه از ایرانیان حال به صورت مجردی و یا خانوادگی بتوانند روابط دوستی و اجتماعی پایداری را در دراز مدت در خارج از کشور حفظ کنند.
این چند دستگی و از هم گسیختگی و فرار از همدیگر همیشه باعث مشکلات بسیاری برای ایرانیان بوده و خواهد بود. ما ایرانیان همیشه در حال فرار هستیم و این فرار همیشه رو به جلو بوده. بدون اینکه فکری واقعا برای مشکل و یا مشکلات پیش رو داشته باشیم .
من بسیار دیده و شنیده ام از ایرانیان محترمی که سفری به وطن عزیزمان ایران داشته اند؛ پس از برگشت به محل زندگی خود که حال چه در اروپا و یا در آمریکا بوده از خوشگذرانی های داخل ایران و غذاهای مطبوع تعریفها کرده اند ولی از این شکایت داشته اند که:
“چرا ایران همانند اروپا و آمریکا قانونمند نیست و مردم قانون را رعایت نمیکنند ؟”
” چرا اینقدر همه چیز پیچیده و سردرگم و بی هدف است ؟ “
“چرا مردم دیگر با هم همدل نیستند بلکه میخواهند وسعی میکنند پوست هم را بکنند ؟ ”
و چرا های دیگر
ولی هیچ زمان؛ حداقل تا آنجایی که من دیده ام یاد ندارم که این هموطنان عزیز و ایرانیان محترم قدمی در راه درست کردن و تصحیح این مشکل قدم مثبت و قابل قبولی برداشته باشند.
ما ایرانیان همیشه عادت داشته ایم و داریم که همه مشکلات را سیاسی کنیم و همه چیز را به گردن نفر سوم بیندازیم و از خودمان تا آنجایی که امکان دارد رفع مسئولیت بکنیم .
ما همیشه این نفر سوم را به گونه ای پیدا میکنیم و این شخص نگون بخت میتواند هرکسی باشد از برادر و خواهرمان گرفته تا، همکلاسی و بچه محل و استاد دانشگاه و آدمهای سیاسی مملکت، همه میتوانند در این مشکلات مقصر باشند غیر از خودمان !!!!
این فقط یک فرافکنی بزرگ و یک مغلطه بزرگ هست. ممکن هست که در هر جامعه ای بسته به نوع حکومتی که هست مشکلاتی هم به تبع آن وجود داشته باشد و یا متاسفانه مشکلات جدیدی به دنیا بیایند و در جامعه امکان رشد پیدا کنند؛ ولی این در اصل قضیه و مشکل ما تاثیری نخواهد داشت چون به نظر من 90% مشکلات جامعه ایران فرهنگی و 10% مشکلات سیاسی است .
ما ایرانیان چگونه میتوانیم یک نظام سیاسی بسیار مدرن و پیشرفته داشته باشیم ،زمانی که خودمان از معظلات بسیار پیچیده و بغرنج فرهنگی در عذاب هستیم.
چطور می توان از جامعه ای انتظار داشت که انتخابی آزاد و بسیار صحیح از انسانهای سیاسی موجود در صحنه سیاست داشته باشد، زمانی که به اندازه کافی به رشد فرهنگی نرسیده است و هر سیاستمداری می تواند با فروختن رویاهایی زیبا؛ کام آن جامعه را تلخ نماید .
این پروسه زمانی به پایان میرسد که هموطنان عزیز من در مشکلات عدیده و پیچیده فرهنگی و گاها بسیار غم انگیز اجتماعی غوطه ور نباشند . این مشکلات زمانی به پایان میرسد که خیل عظیمی از جوانان وطن روی به مواد مخدر نیاورند وبرای تفریح خود را آلود نکنند و به این رشد فرهنگی وعقلی برسند که اگر بیکار هستند و کاری ندارند نباید با خود از سر دشمنی در آیند و خود را و گاها خانواده خود را طمعه آتش این بلایا قرار دهند.
با توجه به چند مثالی که در بالا زدم ؛ باز هم براین تاکید دارم که مشکلات جامعه ایران 90% فرهنگی است .
من به عنوان یک ایرانی فکر میکنم که باید با کمک کردن به یکدیگر و کمک کردن به خودمان شروع کنیم. مراحلی که به نظر من مهم است که با خودمان هر روز تمرین کنیم تا این رفتارها به صورت عادت در بیاید به قرار زیر هستند :
1 - باید با خودمان مهربان باشیم .
2 - باید خودمان را دوست داشته باشیم ولی خودپرست و خودخواه نباشیم .
3 - به خودمان اهمیت بدهیم ولی فکر نکنیم که برتر از دیگران هستیم .
4 - با احترام به خود و احترام به قانون و حدود آزادی مشروع دیگران؛ دموکراسی و احترام متقابل را یاد بگیریم .
5 - همیشه گوینده نباشیم ؛ بلکه شنونده خوبی هم باشیم
6 – همیشه منتقد خوبی نباشیم ؛ بلکه اجازه بدهیم که دیگران هم ما را نقد کنند
7- برای بهترین شدن همه تلاش میکنند و این حق همه انسانها است که بتوانند بهترین باشند حال از هر نژاد و ملیتی که هستند و با هر نوع رنگ پوست و زبان گویشی که دارند ؛ ولی ما حق نداریم و نباید هیچ وقت برای بهترین شدن و ستاره شدن؛ دیگران را قربانی امیال جاه طلبانه خودمان کنیم .
هیچ ساختمانی در هیچ کجای این کره خاکی بدون نقشه ای حداقل ابتدایی و محاسبه شده بنا نشده و اگر هم بنا شده دیده ایم که با اولین زلزله و یا توفان چه بلایی بر سر آن خانه واحتمالا صاحب آن خانه آمده است .
جامعه ایرانی ساختمانی است بسیار زیبا و بزرگ با انواع اتاقها و رنگ بندی های فرهنگی بسیار متنوع و دل باز. ولی این ساختمان زیبا هر روز نسبت به روز قبل رو به ویرانی و از هم گسیختگی بیشتر است و اگر همین امروز به فکر یک بازسازی و تعمیر اساسی نباشیم ؛ روزگاری نچندان دور ما هم مجبور خواهیم بود، در کنار موش ها و کرم هایی که به جان این ساختمان بس زیبا و لطیف افتاده اند زندگی کنیم .
آلبرت انیشتین می گوید : ” از كساني كه بر امور «ناچيز» چشم مي بندند حتما در مسايل بزرگ هم نمي توان توقعي داشت. “
به نظر من همین مسایل و مشکلات کوچک و ظاهرا کم اهمیت هست که ممکن است روزی همانند یک سیلاب شوند و همه چیز را با خود ببرد و خورد و نابود کند .
برای خاتمه این پست داستانی واقعی را برای شما هموطنان عزیزم نقل میکنم .
روزی کشیشی فوت میکند .وصیت میکند که در وصیتنامه اش این متن را که خود نوشته بود اول بخوانند و آن نوشته این بود :
” من برای این کشیش شدم که دنیا را تغییر دهم و همه چیز را خوب کنم ولی هیچ گاه متوجه نشدم که؛ اگر من فقط و فقط خودم را تغییر میدادم، از بغل این تغییر خانواده من تحت تاثیر قرار میگرفت و تغییر میکرد و از پس تغییر خانواده من خانواده های اطراف ما تغییر میکردند و از پس این تغییر یک محله تغییر میکرد و از پس تغییر یک محله یک شهر تغییر میکرد و از پس تغییر یک شهر یک کشور تغییر میکرد. ایکاش خیلی خیلی زودتر به این نتیجه میرسیدم !!! “
بیایید تا دیر نشده از خودمان شروع کنیم . این همه اشتباه کردیم و نتیجه اش را دیدیم .حال بیایید تغییرات را از خودمان شروع کنیم .