
جناب آقای مدیری ؛
همه انسانها تغییر میکنند و به مرور زمان تغییرات در انها شخصیت جدید و گاها حتی یک انسان جدید ایجاد میکند؛ انسانها از گذشته خود و دیگران تجربه کسب میکنند و به سمت ترقی حرکت میکنند؛ در مورد شما اما؛ ظاهرا جهت حرکت معکوس بوده و به جای رشد و ترقی پس رفت کردید. از نظر اجتماعی مطمئنم که خیلی خیلی مشهور تر از گذشته شده اید؛ هستند افراد سطحی و دم دمی مزاجی در سطح جامعه، که برای داشتن یک عکس دو یا چند نفره با شما و یا گروه شما دست و پا می شکنند؛ ولی آیا واقعا شما ارزشش را دارید ؟
کم کم دارم باور میکنم که شما همانقدر که سریع در عرض حدود 20 سال گذشته مشهور شده اید ؛ خیلی سریع هم در عرض چند مدت گذشته تیشه به ریشه شخصیت و آبروی خود زده اید. گیریم که چندین کار خوب ارائه کرده اید؛ ولی این نوع سابقه هنری؛ نه برای شما و نه برای هیچ کس دیگری از جامعه هنرمندان؛ مجوزی نیست که با استفاده از توهین و هجو گویی؛ برنامه ای هجو و توهین آمیز درست کرده و آن را، به نام طنز و یا سریال تاریخی!! به خورد مردم بیچاره دهد و از آن هم کسب در آمد کند.
شما در قهوه تلخ بسیار کلمات توهین آمیز و مزموم در دیالوگها قرار دادید و از همه آنها مشهور تر آن کلمه ” پدرسوخته “ معروف هست که ظاهرا دوباره بر سرزبان مردم افتاده و در همه جا از جمله فیس بوک هم گروه ” پدرسوخته ها “ تشکیل شده و به طنز پردازی مشغولند.
آیا شما کمی با تاریخ کشور خود آشنا هستید؟ آیا اصلا آبروی یک کشور و فرهنگ یک کشور برای شما مهم بوده است که بخواهید در جهت ارتقا و پیشرفت آن قدم بردارید؟ ما هنوز یادمان نرفته است که در دو مجموعه پیش کل ” عید باستانی – نوروز “ را به مسخره گرفتید و آبروی مملکتی چند هزار ساله را آلت دستی قرار دادید تا بتوانید عبودیت خودتان را ثابت کنید.
من فکر میکنم شما از آن دست مردمانی هستید که خواب نیستند بلکه به عمد خود را به خواب زده اند و این مردم را هرگز نمی توان بیدار کرد؛ ولی با همه اینها معنی ” پدرسوخته” را برای شما می نویسم بله کمی خجالت بکشید و حیا پیشه کنید
معنی پدرسوخته : ” وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران رو فتح کردند ، مردم ایران رو که دارای دین زرتشت بودند آتش پرست و کافر نامیدند و اونها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند . در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند ، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند . اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند ، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند ، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند . این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند ، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته : ” نه ، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست ، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند : “پدر سوخته ” . “