یک اسطوره رفت و با رفتنش مرزهای رنگی را شکست

23 05 2011

در درجه اول به تمام هموطنان و دوستداران این اسطوره دروازه بانی؛  تسلیت میگم و آروزی آرامش روحی برای شما و برای آن مرحوم دارم.

در درجه دوم باید بگم که؛ این فوت  من را؛ هم  خیلی ناراحت کرد و هم خوشحال؛ ناراحت شدم برای اینکه یک اسطوره و یک قهرمان از میان مردم ما رفت؛ کسی که شاید میتونست نسل بعدی ناصر حجازی را بیش از پیش تحویل جامعه ورزش ایران بده؛ ناراحتم برای اینکه  ملتی سیاه پوش شدند؛ 

خوشحالم از اینکه : در درجه اول؛ ناصر خان حجازی دیگر بیش از این عذاب نکشید و دوسال عذاب و مبارزه با سرطان برای او کافی بود؛ ایکاش برنده بیرون می یومد از این جنگ ولی؛ حتی حالا هم که از میان ما رفته اون مثل یک قهرمان  رفته و نه همانند یک بازنده.  دوم برای اینکه  فلج شده و لمس به منزل برنگشت که هم باعث خجالت خودش باشه و هم دیگران؛ چون فکر میکنم اون حالت خیلی خیلی برای ناصرخان کشنده تر بود تا اینکه بر روی تخت بیمارستان فوت کنه و دیگر نشانی از اون شیرمرد دروازه های ایران نباشه. 

خوشحالم برای اینکه بیماری و مرگ یک قهرمان؛ رنگها و مرزهای رنگی و تیمی را بی معنی و بی مفهوم کردند، همه چیز شسته شد و ما همگی عاشقانه  آبی شدیم؛ ما همه با هم شدیم و دیگر فرقی بین ما نبود؛  من ها،  همه ما شد؛ دیگر یک دسته از هموطنان فقط استقلالی و آبی پوش نبودند بلکه همه ما آبی پوش بودیم.

از اینکه دیگر رنگها نتونستن بین ما دیوار دشمنی و کینه ایجاد کنند؛ خوشحالم.  بیماری و مرگ یک اسطوره نشان داد که،  بهترین چیز اتحاد هست؛  چون،  رنگها  می آیند و میروند و این تنها انسانها و انسانیت هست که پایدار و برقراره.

بیایید همه سعی کنیم همانند او قهرمان باشیم  و یک اسطوره؛ ناصر حجازی  کارهایی کرد که  هر کدام از این کارها میتونن؛ منشا انرژی باشن؛ برای انجام کارهای مثبت به این فکر کنید؛ نام  ناصر حجازی  اسطوره دروازه بانی ایران  در تاریخ ایران و تاریخ ورزش ایران تا ابد به نیکی ثبت شد
روحش شاد و راهش پر رهرو








Follow

Get every new post delivered to your Inbox.